خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار بی موجب دل از ما برگرفتیار دیگر کرد و کار از سر گرفت
۲
دل ز هجرش برگ درد و غم بساختجان ز شوقش ترک خواب و خور گرفت
۳
آنچه کرد، آخر مسلمانی نمانداین چه شد، یا رب، جهان کافر گرفت
۴
بد همی گفتند و می نشیند هیچعاقبت گفت بدانش در گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳