شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم فتانت که دی بر رو نخفتفتنه را بیدار کرده او نخفت
۲
تاز جوی لب خط سبزت بخاستسبزه تر بر لب هر جو نخفت
۳
گل برآمد با تو و بادش به رویپشت دستی زد که تو بر تو نخفت
۴
من نخفتم در فراقت هیچ گاهچشم من در حسرت آن رو نخفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth