شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درد سر دوستان آه و فغان من استکاهش جان طبیب درد نهان من است
۲
چند توان دید وای بر دل مسکین جفاگیر که بیگانه شد آخر از آن من است
۳
از دم سرد فراق برگ حیاتم نماندآفت این برگ ریز باد خزان من است
۴
گریه که از سوز دل گرم برون می دهمقطره آبست، لیک شعله جان من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth