خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیر کدامین بلاست کان به کمان تو نیستدست کدامین دل است کان به عنان تو نیست
۲
وجه همه نیکوان از دل ما راجع استزانکه به خطهایشان هیچ نشان تو نیست
۳
عشقم اگر می کشد تو مکش، ای پندگوجان من است آخر این، وای که جان تو نیست
۴
بی دلیم گفت از آن صد دلش افزون زکفهر چه کشم سوی خویش، گوید، از آن تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۳