خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیستایمن درین خرابه نشستن صواب نیست
۲
از خفتگان خواب چه پرسی که حال چیست؟زان خواب خوش که هیچ کسی را جواب نیست
۳
چون هیچ دوست نیست وفادار زیر خاکمعمور خسته ای که چو گور خراب نیست
۴
چون مست را خبر نبود از جفای دهربر هوشیار به ز شراب و کباب نیست
صفحهٔ ۱ از ۲