شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل، غمین مباش که جانان رسیدنی ستدر کام تسمه چشمه حیوان رسیدنی ست
۲
ای دردمند هجر، مینداز دل ز دردکاینک طبیب آمده، درمان رسیدنی ست
۳
ای آب دیده، ریختنی گرد کن گهرکان پادشا درین ده ویران رسیدنی ست
۴
ای گلستان عمر، ز سر برگ تازه کنکان مرغ آشیان به گلستان رسیدنی ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth