خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناوک زنی چو غمزه او در زمانه نیستچون جان من خدنگ بلا را نشانه نیست
۲
دیوانه گشت خلق و به صحرا افتاد، ازانکدر شهر بی حکایت تو هیچ خانه نیست
۳
جز با خط تو عشق نبازند عاشقاندر خط دیگران رقم عاشقانه نیست
۴
من در دم پسین، تو بهانه گمان بریمعلوم گرددت نفسی کاین بهانه نیست
صفحهٔ ۱ از ۳