شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانا، کرشمه تو ره عقل و دین زده ستفریاد ازان کرشمه که راهم چنین زده ست
۲
فتنه به گوشه های دو چشمت نهان شدهآفت به کنجهای دهانت کمین زده ست
۳
ماری ست گرد عقرب زین حلقه جسته ایآن جعد به حلقه حلقه که در زیر زین زده ست
۴
تا باد برد بوی تو در باغ پیش سرواز یاد لاله زار کله بر زمین زده ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth