شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب حیات من که نم از من دریغ داشتخاک رهش شدم، قدم از من دریغ داشت
۲
من هر شبی نشسته ز هجرش به روز غماو پرسشی به روز غم، از من دریغ داشت
۳
گه گه به بوی او شدمی زنده پیش ازینآن نیز باد صبحدم از من دریغ داشت
۴
گشتم ز فرق تا به قدم حلقه چون رکابوان شهسوار من قدم از من دریغ داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth