خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آفتاب تافته از روی انورتوی کوفته نبات ز لعل چو شکرت
۲
شکل صنوبر قد تو چون پدید شدبشکفت سرو از قد همچون صنوبرت
۳
خواهد که بوی تو بکشد باد صبح، اگرباید نسیمی از سر زلف معنبرت
۴
موی تو سر به سر همه مشک است و هر دمیاز نافه پوست باز کند مشک اذفرت
صفحهٔ ۱ از ۲