شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشتشبی نرفت که بر جان ما بلا نگذشت
۲
مرا ز عارض او دیر شد گلی نشکفتچو گلبنی که بر او هیچ گه صبا نگذشت
۳
گذشت در دل من صد هزار تیر جفاکه هیچ در دل آن یار بی وفا نگذشت
۴
مسیح من چو مرادم نداد، جان دادمولیک عمر ندانم گذشت یا نگذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth