شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخت ولایت چشم پر آب را بگرفتغمت درونه جان خراب را بگرفت
۲
چگونه خواب برد دیده را ز هجرانشچنین که خون جگر جای آب را بگرفت
۳
گرفت خط لب چون آب زندگانی اوبسان سبزه که لبهای آب را بگرفت
۴
سؤال کردم بوسی از آن لب چو شکرسخن در آمد و راه جواب را بگرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth