خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفتبر آستانت مرا سخت حیله ساز بخفت
۲
ز ناز بازی چشمت امیدوار شدمولی دریغ که چشمت به خواب ناز بخفت
۳
درین هوس که ببیند به خواب چشم ترابخفت نرگس و بیدار گشت و باز بخفت
۴
به باغ با تو همی کرد سر و پای درازبه یک طنابچه که بادش بزد دراز بخفت
صفحهٔ ۱ از ۲