شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ استبلای عشق کشد هر که آدمی رنگ است
۲
چه نقش بندی از اندیشه ای که بی عشق استچه روی بینی از آیینه ای که در زنگ است
۳
هزار پاره کنم جان مگر که در گنجدکه چشم خوبان همچون دهان شان تنگ است
۴
رها کنید که تن در دهم به بدنامیکه نام نیک در آیین عاشقی ننگ است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth