خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سپیده دم که زمانه ز رخ نقاب انداختبه زلف تیره شب نور صبح تاب انداخت
۲
کلید زر شد و بگشاد آفتاب فلکبه دیده ها که شب تیره قفل خواب انداخت
۳
سحر جواهر انجم یگان یگان دزدیدچو صبح پرده دریدش بر آفتاب انداخت
۴
چگونه صبح بخندد که روی ابر سیاهسفیده کرد و ز دیبا بر او نقاب انداخت
صفحهٔ ۱ از ۳