خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هلال عید جهان را به نور خویش آراستشراب چون شفق و جام چون هلال کجاست
۲
مگر شراب شفق خورد شب ز جام هلالکه هر گهر که در او بود جمله در صحراست
۳
نگر نثار جواهری که شب کند بر چرخهلال خم شد و جنبید، از آنش پشت دوتاست
۴
به نیم دایره ماند هلال در گردشهزار نقطه ز نقش ستارگان پیداست
صفحهٔ ۱ از ۲