شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هنوز آن که نشینیم با تو در سینه ستهنوز در دل من آن هوای دیرینه ست
۲
هنوز مستم ازان می که روزیم دادیهنوز در دل من آن خمار دیرینه ست
۳
میی که پیش تو با خون دل بیفزودمبدیدم آن می و آن خون هنوز در سینه ست
۴
گذشت آن مه و این لحظه بیش می گوییتصوری ست که در خواب یا در آیینه ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth