خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دامن گل ز ابر پر گهر استباغ را زیب و زینت دگر است
۲
غنچه بر باد داد دل، چو گشادچشم بر گل که مو به روی فر است
۳
به یکی جام کش رسید از دورنرگس افتاده مست و بی خبر است
۴
همه از سرو می برد بلبلنیک یکبارگی بلند پر است
صفحهٔ ۱ از ۳