شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب گذشته ست و اول سحر استبانگ بلبل به می نویدگر است
۲
وقت او خوش که در چنین وقتیباده بر دست و نازنین به بر است
۳
کشتی باده نه به کف، باریعمر ازینسان رود چو بر گذر است
۴
چند گویی که مست و بی خبریهر که او مست نیست بی خبر است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth