شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک مستم که قصد ایمان داشتچشم او میل غارت جان داشت
۲
خون من چون شراب می جوشدوز دلم هم کباب بریان داشت
۳
دیده در می فشاند در دامنگوییا آستین مرجان داشت
۴
در باغ بهشت بگشادندباد گویی کلید رضوان داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth