خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز مست آمدنش نازکنان از جایی ستزان یکی کار در آن کنج دهان از جایی ست
۲
دل سبک می شودم، دوش مگر غایب بوداین زمان در سرش، این خواب گران از جایی ست
۳
باز دیوانه ام و سلسله صبر کسی ستآب چشمم به چپ و راست دوان از جایی ست
۴
من ز تو صبر ندارم، تو نکو می دانیاین همه ناز تو، ای جان جهان، از جایی ست
صفحهٔ ۱ از ۲