خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با این جمال روی صنم دیدنم خطاستکایینه مراد نه بهر جمال ماست
۲
درویش بین به کلبه خود می برد هوسزان شمع کش ملایکه پروانه ضیاست
۳
عقل است و لاف صبر یکی پرده برفگنتا بنگری که فایده عقل تا کجاست
۴
چشمش برون کشم ز سرش آنکه بیندتصدق است این مثل که گدا دشمن گداست
صفحهٔ ۱ از ۳