شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخت کز آتش تبها به تاب در عرق استچو نیک می نگرم آفتاب در عرق است
۲
به خونش گر شد آن روی و در عرق افتادهمیشه شمع منور به تاب در عرق است
۳
به گرد عارض و روی تو خط خوی آلودمحقق است که چون مشک ناب در عرق است
۴
چو عکس روی خوی آلوده اش به جام افتادقدح چو با دل پر خون شراب در عرق است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth