شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جمال دوست مرا تا به چشم دیده شده ستخیال او به دل تنگم آرمیده شده ست
۲
ز زلف پرده در او که پرده پوش دل استبیا که پرده پوشیدگان دریده شده ست
۳
کشید عارض او خط، پناه چو، ای صبرکنون که لشکر سودای از جریده شده ست
۴
هنوز می کشدم دل به زلفت، ار چه مراهزار گونه گشایش ازان کشیده شده ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth