خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که دل بشد از انتظار آمدنتنگاه داشته ام جان نثار آمدنت
۲
ز بعد رفتن تو جان قرار کی کردیدل ار ندادی با جان قرار آمدنت
۳
یکی به یاد کن کار جان من آخروگرنه من بکنم جان به کار آمدنت
۴
هنوز تاز رخت بشکفد گلم باریخراش یافت دل از خار خار آمدنت
صفحهٔ ۱ از ۳