خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خود مبین که چو روی من آفتابی هستبه من نگر که چو من در جهانی خرابی هست؟
۲
ز روشنی رخ تو گر به صد نقاب رودکسی نداند بر روی تو نقابی هست
۳
دلم ز ناوک چشمت هزار روزن شدز صورت تو به هر روزن آفتابی هست
۴
شب من از چه سبب تیره تر بود هر روزچو از رخ تو به هر خانه آفتابی هست
صفحهٔ ۱ از ۳