خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه از نقاش چین هرگز چنین صورتگری آمدنه این ناز و کرشمه از بتان آزری آمد
۲
مکن ناز و مکش ما را مسلمانی ست این آخر؟اگر عاشق شدم جایی، چه کردم کافری آمد
۳
چو بیهوش خیالم دید، شب می گفت همسایهکه امشب باز آن دیوانه ما را پری آمد
۴
چه شد کام روز آب چشم من بی خواست می آیددگرگون می شود این دل، مگر آن لشکری آمد؟
صفحهٔ ۱ از ۲