خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مبارک بامدادی کان جمال اندر نظر باشدخجسته طالعی کان ماه را بر ما گذر باشد
۲
گرت بیند کسی کز زندگی دل خبر داردعجب نبود، اگر تا زنده باشد بی خبر باشد
۳
نظر از دور در جانان بدان ماند که کافر رابهشت از دور بنماید، کان سوز دگر باشد
۴
ندانم چون شود حالم که می میرم ز نادیدنوگر وقتیش ببینم، آن خود از مردن بتر باشد
صفحهٔ ۱ از ۳