خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا تا آشنایی با بتان دل ربا باشدمحال است این که جانم با صبوری آشنا باشد
۲
نخواهد مرده کس خود را، ولی من زین خوشم، زیراز جان خویش در رنجم که پهلویت چرا باشد
۳
نپنداری ز بهرش رنجها دیده ست این دیدهحقش بگذارم، ار یک شب ترا در زیر پا باشد
۴
صبا گو بویت آرد تا زید بیچاره مسکینیکه او را زندگی زینگونه بر باد هوا باشد
صفحهٔ ۱ از ۲