خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشو پنهان برون آ، عالمی را جان بیاسایدزهی آسایش جانی که از جانان بیاساید
۲
مکن منعم چو سیری نیست از رویت، چه کم گردد؟اگر بی توشه ای از نعمت سلطان بیاساید
۳
نگه کن تا چه لذت باشد ار بنوازیم، جاناکه گر پیکان زنی بر سینه من جان بیاساید
۴
مرا دردی ست کاسایش، نیابد، جز به یک تیرتعجب دردی که جان خسته از پیکان بیاساید
صفحهٔ ۱ از ۳