خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخی داری که وصف آن به خاطر درنمیگنجدشراب لذت دیدار در ساغر نمیگنجد
۲
کسی را در دهان تنگ خود چندین شکر گنجدکه تو میخندی و اندر جهان شکر نمیگنجد
۳
کجا چیده بود آن مو همه کز لب برون آریز تنگی در دهان تو چو مویی در نمیگنجد
۴
خیالت چون به چشم آمد، برون شد مردم چشممکه در یک دیده مردم دو مردم در نمیگنجد
صفحهٔ ۱ از ۲