خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتی کو هر دمم دشنامهای شکرین بخشدبه از دشنام نبود، گر نبات وانگبین بخشد
۲
به غیری گر جفا گوید برنجم، کانست حق منبتر رنجم اگر جای جفایم آفرین بخشد
۳
خوش آن دزدیده خندیدن بر این دیوانه مسکینکه موری را همه ملک سلیمان زان نگین بخشد
۴
قدش خون می خورد در دل، من از وی در جگر خوردننهالی کاین خورش یابد، ضرورت بر همین بخشد
صفحهٔ ۱ از ۲