خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حاصل اگر از زلف تو یک بار توان کردصد زاهد دین، بسته زنار توان کرد
۲
دیوانه شود زنده، ولی خلق بمیرندگر نقش جمال تو به دیوار توان کرد
۳
آن تیز نگه کردن تو جانب عشاقنیشی ست کز آن صد جگر افگار توان کرد
۴
داری چو هوس بردن دل، پیش در تودلها بتوان بردن و انبار توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲