شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دولت نه به زور است و به زاری چه توان کردبا بنده نداری سر یاری چه توان کرد
۲
من بر سر آنم که کنم جان به فدایتآری سر وصلم چو نداری، چه توان کرد
۳
صبر است دوای دل بیچاره محزونای دل، چو تو بی صبر و قراری، چه توان کرد
۴
ای مردمک دیده، اگر تیغ فراقشخون جگرت ریخت به زاری چه توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth