شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب دلشدگان دیده بیدار نبندندالا که به خون چشم گهربار نبندند
۲
چون من ز دل خویش شوم سوخته، زنهاراین تهمت بیهوده دران یار نبندند
۳
من عاشق و مستم، ره زهدم منماییدکابریشم طنبور به طومار نبندند
۴
بر من که در توبه ببستند، غمی نیستباید که روم تا در خمار نبندند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth