خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صد جان به یکی دانگ به بازار فروشندخوبان به دل و جان ز چه رخسار فروشند؟
۲
جان می کشدش سوی خود و دل به سوی خویشبر دست گر این هر دو خریدار فروشند
۳
با آنکه ستانیم به صد جان مکن آخرنی اشکنه، ای دوست، به خروار فروشند
۴
با غمزه بگو کز دگران پیشترش کشیاران به محلی که بود یار فروشند
صفحهٔ ۱ از ۲