شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل رفت به سوی تو، همان سوی که شد ماندجان کرد به ره حمله و آن نیز برون ماند
۲
از کوی تو باز آمد و بر آتش دل سوختهر نامه صبری که ازین پیش دلم خواند
۳
اندر دلم این بود که بگذشت همه عمروین دیده نثاری به ته پای تو افشاند
۴
آب از جگرم خورد و برم نیز جگر دادبالات نهالی که در آب و گل ما شاند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth