خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سروی چو تو در خلخ و نوشاد نباشداین نازکی اندر گل و شمشاد نباشد
۲
چون تو خوشی، ای دوست، به ویرانی دلهاآبادتر آن سینه که آباد نباشد
۳
غمها خورم و ناله به گوشت نرسانمکاسوده دلان را سر فریاد نباشد
۴
گفتی که سرت خاک کنم بر سر این کوای خاک بر آن سر که بدین شاد نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳