خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل بسته بالای یکی تنگ قبا شدباز این ز برای دل تنگم چه بلا شد؟
۲
دل خون شد و اندر سر آن غمزه شود نیزجانی که به صد حیله از ان طره جدا شد
۳
یاران موافق همه فارغ ز غم و دردهر جا که غمی بود نصیب دل ما شد
۴
دی کرد سلامی سوی من آن نه چنان بوددردی که چنین کش به ره افتاد دو تا شد
صفحهٔ ۱ از ۲