شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۵۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانا، اگرم درد تو دیوانه نسازدخلقی همه از حال من افسانه نسازد
۲
از خون من خسته نشانی تو همی زلفکان موی پریشان ترا شانه نسازد
۳
چیزی ست درین دل که چنین می شوم از نیعاقل به ستم خود را دیوانه نسازد
۴
خون منی، ای دل، ز جگر هم بده آبیکاین سوخته را شربت بیگانه نسازد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth