خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیوانه دلم زلف پریشان که داردجانم شکن طره پیچان که دارد
۲
شبهاست که رفته ست ز من خواب و ندانمکان خواب مرا غمزه فتان که دارد
۳
خالی ست به کنج لب خونخواره او، وایکان داغ برای دل بریان که دارد
۴
خلقی به سر کوی وی، از شوق بمردندآن مست شبانه خبر از جان که دارد
صفحهٔ ۱ از ۳