خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رویی که تو داری گل سیراب نداردشیرینی لعلت شکر ناب ندارد
۲
قدی که تو داری نبود سرو روان راچون زلف تو چین سنبل پر تاب ندارد
۳
در خواب توان دید خیال رخ خوبتاما چه کنم، دیده من خواب ندارد
۴
زان لحظه که زاهد خم ابروی ترا دیدپروای نماز و سر محراب ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲