خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارم چو به خنده شکر بسته گشایدوای آنکه به سویش نظر بسته گشاید
۲
مردیم به کویش، گهی آن نرگس پر خواببر ما چه شود، گر بصر بسته گشاید
۳
آن کس که کمر بسته به خون همه شهری ستدر کلبه ما کی کمر بسته گشاید
۴
گر من به چمن ناله کنم، غنچه ازان دردهرگز نتواند که سربسته گشاید
صفحهٔ ۱ از ۲