خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس که تقرب ز وصال تو نجویدواندر ره ادراک جمال تو نپوید
۲
فردا که شب وعده دیدار سر آیدرهبر نبود سوی تو چندان که نجوید
۳
فردا که تو در گلشن فردوس خرامیطوبی، ادب آنست، که در راه نروید
۴
شک نیست که چرخ از پی صد دور بیایدمهر تو ز هر ذره خاکم که ببوید
صفحهٔ ۱ از ۲