شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۵۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من سرو ندیدم که به بالای تو ماندبالای تو سروی ست که گل می شکفاند
۲
بگذار که این عاشق دلسوخته بی تویک لحظه نماند که به یک جای نماند
۳
ترسم که به کام دل دشمن بنشینمبا آنکه فلک با تو به کامم بنشاند
۴
فریاد که از تشنگیم جان به لب آمدکس نیست که آبی به لب تشنه رساند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth