خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا با تو که شب بیداریی بودز تو نازی و از من زاریی بود
۲
نبد جای دلیری در غم عشقکه بخت خفته را بیداریی بود
۳
صبوری گر چه بس دیوانگی کردشبش با آشنایان یاریی بود
۴
به شغل دیدنت خوش بود جانماگر چه خلق را بیکاریی بود
صفحهٔ ۱ از ۳