خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ملک فتنه تا زلفش علم شدز جانها عارض او را حشم شد
۲
فرشته گر گناهی می نوشتیرخت چون دید مرفوع القلم شد
۳
ز خاموشی بخواهی کشت ما رادو لعلت بهر جان ما بهم شد
۴
نشین یکدم که یابد نیم عمریگرفتاری که عمر او دو دم شد
صفحهٔ ۱ از ۲