خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من خون شد و جانان نداندوگر گوییم قدر آن نداند
۲
مسلمانان، کرا گویم غم عشق؟که کس کار مرا سامان نداند
۳
مسیحا مرده داند زنده کردنولی درد مرا درمان نداند
۴
چه سود این رنج دیدن چون منی را؟که اندوه من این نادان نداند
صفحهٔ ۱ از ۴