خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم جز کوی تو مسکن نداندتماشای گل و گلشن نداند
۲
هر آن نظارگی کان روی بیندبه پای خود ره مسکن نداند
۳
به هر چشمی دریغ است آن چنان رویکه نامحرم در او دیدن نداند
۴
چو جرعه ریخت هجران خون من، وایکه آن ساقی مرد افگن نداند
صفحهٔ ۱ از ۳