خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب بت ما به نزد ما بودماهش به وبال مبتلا بود
۲
در باغ وصال می گذشتمگل در چپ و سرو راستابود
۳
بیگانه کسی نبود، گر بوددل محرم و دیده آشنا بود
۴
هوش و دل و صبر باز آمداین هرد دو سه چند گه کجا بود؟
صفحهٔ ۱ از ۳